محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
983
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
[ خبر وفات يزيد بن الوليد ] و يزيد به ماه ذى القعده بيمار شد به سال صد و بيست و شش ، و نخواست كس را ولى عهد كرد . پس مردم بر او الحاح كردند تا برادر را ، ابراهيم بن الوليد ، ولى عهد كرد ، و از پس او عبد العزيز بن الحجّاج را . پس به آخر ذى الحجّه اندر بمرد از پس عيد . و كنيت او ابو خالد بود ، و شش ماه خليفت بود . و آن روز كه بمرد چهل و شش ساله بود . و ابراهيم بن الوليد بن عبد الملك به خليفتى بنشست به دمشق . و مردمان [ ديگر باره با او بيعت كردند . ] و گاه او را امير المؤمنين گفتندى و گاه امير تنها . و كارش ضعيف بود . و مردمان حمص بيعت نكردند و گفتند ما ابراهيم را نخواهيم ما حكم را خواهيم يا عثمان را پسر وليد كه پدرشان چنين وصيّت كرده بود . از پس وليد حق ايشان بود ، و يزيد الناقص بر ايشان ظلم كرد . و ايشان هر دو به زندان ابراهيم اندر بودند به دمشق . مردمان ابراهيم را گفتند ايشان را هر دوان بكش تا مردمان حمص از ايشان نوميد شوند ، و ترا بيعت كنند . ابراهيم گفت اگر مردمان حمص ما را مخالف شدند ايشان را به زندان اندر چه جرم است كه ببايد كشتن . و نكشتشان . و عبد العزيز بن الحجّاج با مقدار پنجاه هزار سوار به در حمص فرستاد و حمص را به حصار گرفت . و خبر به مروان بن محمّد شد به